Related Comments Lyrics

بدرقه کردم تورا با اشکای بی امانم زندگی کردن پس از تو نیست هرگز در توانم
رد پاهای تو بر قلب من و این کوچه مانده درد از تو دور ماندن جان به لب هایم رسانده
خاطره های تو چون زخمی که مرهمی ندارد لحظه ای راحت مرا به حال خود نمیگذارد
از جهان بعد تو جز خلوتم سهمی ندارم با تو و بی تو ندارم من به تنهایی دچارم
خاطره های تو چون زخمی که مرهمی ندارد لحظه ای راحت مرا به حال خود نمیگذارد
از جهان بعد تو جز خلوتم سهمی ندارم با تو و بی تو ندارم من به تنهایی دچارم
در قلب من طوفان به پا کردی و رفتی با من عاشق چه ها کردی و رفتی
چشم به روی هرچه بود و هست بستی آسان رفتی سخت قلبم را شکستی
خاطره های تو چون زخمی که مرهمی ندارد لحظه ای راحت مرا به حال خود نمیگذارد
از جهان بعد تو جز خلوتم سهمی ندارم با تو و بی تو ندارم من به تنهایی دچارم
خاطره های تو چون زخمی که مرهمی ندارد لحظه ای راحت مرا به حال خود نمیگذارد
از جهان بعد تو جز خلوتم سهمی ندارم با تو و بی تو ندارم من به تنهایی دچارم